شعر تازه |
|
ای پشه های تنبل
روی آفتاب می ايستند پشه های تنبل و داستانهاشان را وزوز برای هم تعريف می کنند و هر چه می گذری باز هم برابر تو هستند بيرون از حالا اين پايين يا آن بالا
نه عطر زعفران و نه باغ انار با اين همه به بوی بهار آمديم به ديدار يار
آهو به بوی نافه می گذرد در برف و آفتاب که نيست بودا سردش می شود با يک گیلاس ودکا گرمش کن
برگهای چنار می پوشانند ش تا تابستانی ديگر که از خواب برخيزد بودا به عشق نيلوفر |