شعر تازه

   ای پشه های تنبل

 

روی آفتاب می ايستند

پشه های تنبل

و داستانهاشان را

وزوز برای هم تعريف می کنند

و هر چه می گذری

باز هم برابر تو هستند

بيرون از حالا

اين پايين

            يا آن بالا

 

نه عطر زعفران و نه باغ انار

با اين همه به بوی بهار آمديم

   به ديدار يار

 

 

آهو

به بوی نافه می گذرد در برف

و آفتاب که نيست

بودا سردش می شود

با يک گیلاس ودکا گرمش کن

 

برگهای چنار می پوشانند ش

تا تابستانی ديگر

که از خواب برخيزد بودا

        به عشق نيلوفر

بازگشت