شعر تازه |
|
در بساطی که بساطی نيست برای مهران پورمند
مردها زنها خيابانها ـ و کودک اين همه اسباب بازی؟ آه
داستانهای قديمی عشق بارانی که بيهوده ست روزنامه فکر ساعت چندتا مکزيکیِ تنبل رها در آفتابِ شوخ باز هم اسباب بازی های ديگر ؟
در بساطی که بساطی نيست نيما جان دربدر دنبال حرف تازه يی هستم چه می گويی؟ 14 آوريل 2001
|