پرسه در متن |
|
ولدالحلال در جمع کوچک ما دوست جوانی بود , خجول و کم حرف ـ که شباهت عجيبی به پدرش داشت . يکی از ما گفت : ولدالحلال يشبه بالابِ واالخال . اصطلاحی که هر کدام از ما دهها بار شنيده ايم. جوانک ـ که در کنتاکی متولد , و بزرگ شده بود ـ کنجکاو بود که معنی اين جمله چيست ؟به دوستم گفتم : ممکن است جمله را معنی کنی؟ گفت : يعنی اينقدر عربی هم نمی فهمی؟ گفتم : عربی چه عرض کنم. دستِ کم معنی اين جمله را می دانم. اما ايشان ( اشاره به جوانک ) گمان نمی کنم که بداند. گفت : خب معلوم است. اولاد حلال زاده شبيهِ پدر و دايی اش می شود. خندة تلخی کردم. پرسيد : عيبش چيست؟ گفتم : به نظر من سه ايراد د ارد. يکی زبانی ـ که عربی است. دومی شرعی ـ که با تکيه بر حرام و حلال چه بچه های بيگناهی را در درازای تاريح به خاک سياه نشانده است. سومی سلب هويت از مادر . بچه به پدر و دايی اش شبيه است. نه به پدر و مادرش. انگار که دايی خواهرزاده اش را زاييده باشد. آخوندها چنين اصطلاحاتی را باب کرده اند. و ما ـ که خودمان را روشنفکر هم قلمداد می کنيم ـ بی هيچ تاملی آنها را تکرار می کنيم. جوانک با لحن شيرينی گفت : پس من که دايی ندارم تکليفم چيست؟ پدرش گفت : بنابراين هنوز نمی توانی به دنيا آمده باشی. · * « تصنیف شوخ و شنگ » و « ولدالحلال» ابتدا در « گربهء ایرانی» منتشر شد |